English  
 به وبسايت روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران خوش آمديد
   
 

اخبار دانشگاه


تاريخ خبر: 17/3/1391
دعاى معروف ام داوود


روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: اعمال معروف به ام داوود براى رسيدن به حاجت،رفع گرفتارى ها ازاعـمـال نـيـمه رجب است.


به گزارش روابط عمومي بيمارستان ضيائيان، داسـتـان اعـمـال نـيـمه رجب و دعاى معروف به ام داوود كه شيخ صدوق، شيخ طوسى ،علامه مـجـلـسى و سيدبن طاووس، آن را از نظر سند معتبر و از نظر تاثير براى رسيدن به حاجت، رفع گرفتارى ها و برطرف شدن ظلم و ستم ديگران تجربه شده شناخته اند بدين قرار است : فـاطـمـه، مادر داوود پسر زاده امام حسن مجتبى (عليه السلام ) و مادر رضاعى امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده است : منصور دوانيقى، لشكرى به مدينه فرستاد و با محمدبن عبداللّه بن حسن مثنى جنگيد. او را و بـرادر او ابـراهـيـم را كـشـت،  عـبـداللّه مـحـض، پـدر مـحمد و ابراهيم را با تعدادى از سادات حسنى دستگير و اسير كردند و به بند و زنجير كشيده بودند و فرزند من داوود هم در ميان آنان بود كه او را از مدينه به بغداد منتقل نمودند و به سياه چال زندان انداختند.

حـادثه دستگيرى و زندانى بودن فرزندم كه از او اطلاعى نداشتم و گاهى هم خبر مرگ او را به مـن مى دادندبرايم بسيار تلخ و دردناك بود و روزگارم با اشك و آه و گريه و ناله مى گذشت و حـتـى بـراى رفع مشكل خودو اندوه جانكاهى كه با آن دست به گريبان بودم از اشخاص صالح و مومن درخواست مى كردم براى رفع ناراحتيم دعا كنند.

امـا از دعـاى آنـان هـم نتيجه اى نگرفتم، در حالى كه از فرزند اسير و زندانيم هر روز خبر تلخ و دردناكى دريافت مى داشتم .
 يك روز مى گفتند: او راكشته اند، روز ديگر خبر مى آوردند او را لاى ديـوار گـذاشـتـه انـد و پيوسته برغم و ناراحتى فرساينده من افزوده مى شد و مصيبت از دست دادن فرزند جوانم  مرا فرتوت و عليل ساخت و ديگر از ديدن روى او قطع اميد كردم .
به هر حال، روز گار من با سختى و تلخى دردناكى دست به گريبان بود و شب و روزى نداشتم و براى ديدار فرزندم  دنبال هرراه چـاره اى مى گشـتم.
يـك روز با خبر شدم، امـام صادق (عليه السلام ) كه با فرزندم داوود از من شير خورده بود، بيمار شده اسـت بـه ديدن او شتافتم از آن حضرت عيادت كردم . هنگامى كه مى خواستم از حـضورش مرخص شـوم فـرمود: از داوود، خبر تازه اى ندارى ؟
با شنيدن نام داوود داغ من تازه شد، اشكم سرازير گرديد و آه درد آلودى،ناله سردادم : مولاى من ! فدايت شوم،داوود كجاست ؟ مدت زيادى است از او خبرى ندارم . فرزندم درعراق زندان است و مـن از دورى او و سـرنـوشـت نـامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتى گرفتارم . از شما كه برادر رضاعى او هستى، تقاضا مى كنم  براى نجات و آزادى او دعا كنى .
بارى، امام صادق (عليه السلام ) با مشاهده وضع نگران كننده من، فرمود: چرا تاكنون از دعاى استفتاح غفلت كـرده اى ؟ مـگـر نـمى دانى كه بوسيله اين دعا، درهاى آسمان گشوده مى شود؟ و فرشتگان الهى دعـاكـننده را مژده اجابت مى دهند، هيچ حاجتمند و دردمند و دعاكننده اى مايوس نمى شود و خداوند هم پاداش خواننده اين دعا را بهشت قرار داده ؟
آرى، بـا شـنـيدن چنين مژده اى، كه با خواندن آن دعا دريافت داشتم از حضرت سوال كردم : اى مولاى من ! واى فرزند خاندان پاك و معصوم , آن دعا چيست ؟ و آداب آن چگونه است ؟
امـام صـادق (عليه السلام ) فرمود: اى مادر داوود ماه محترم رجب نزديك است و در اين ماه مبارك دعا مستجاب مى گردد، همينكه ماه رجب رسيد، سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را كه ايام بيض و شبانه روز نورانى نام دارد، روزه بگير، نزديك ظهر روز پانزدهم غسل كن، هشت ركعت نماز با ركوع و سجود دقيق و حساب شده انجام بده .
ام داوود, مى گويد: من دستور آن حضرت را در باره آن دعا و اعمال بطور دقيق يادداشت كردم و مـحـضر او را ترك گفتم  تا اينكه ماه رجب فرارسـيد و دستـورهاى امام را طبق آنچه فرمـوده بـود، در هـمـان روزهـا عـمـلى كردم، شب شانزدهم از نيمه گذشته بود، پيغمبر(صلي الله عليه وآله ) و جمعى ازفـرشـتـگـان و پيامبران و صالحانى را كه براى آنها دعا و رحمت فرستاده بودم، در خواب ديدم رسول خدا(صلي الله عليه وآله ) به من فرمود: اى ام داوود اين جماعتى را كه مشاهده مى كنى، شفيعان تو هستند.
براى تو دعا كرده اند و مژده مى دهند كه حاجت تو برآورده شده است . خداوند ترا مشمول رحمت خـود قـرار داده، مـحـفـوظ مـى دارد فـرزنـد تـرا هـم حفظ مى كند و او را سالم به آغوش تو بر مى گرداند.
آرى، خـواب خـوش و لـذت بخشى ديده بودم،  پيامبر و اوليا الهى را درخواب ملاقات كردم  آنان بـمـن وعـده آزادى و آمدن فرزندم رادادند همينكه سياهى شب از پهنه زمين دامن جمع كرد و طـلوع خورشيد به چهره هستى نور طلائى پاشيد بخاطر وعده پيامبر و نور اميدى كه دردل غم زده ام روشـن گـرديـده بود حال و حيات تازه اى يافته بودم  ساعتها پس از ديگرى بر روزگارم مى گذشت و همچنان نور اميد وجودم را گرمترمى كرد و از فاصله زمانى كه پيغمبر(صلي الله عليه وآله ) به من مـژده آمدن فرزندم را داده بود به اندازه اي كه يك سوارتيزرو بتواند از عراق به مدينه آيد، گذشته بودكه ناگاه در خانه باز شدو فرزندم به من وارد گرديد.
بـارى،  داوود زنـدانـى و دور از وطـن به آغوشم بازگشت و  آن گاه كه از وضع روزگار و نحوه آزادى او جويا شدم برايم توضيح داد: مادر! من درزندان بغداد بودم ، دست و پايم را به بند كشيده بودند در فشار بندهاى آهنين و زندان تنگ و تاريك، روزگار تلخ و دردناكى داشتم ، اما همينكه نيمه رجب گذشت، شب شانزدهم در خواب ديدم بلنديها و ناهمواريهاى زمين برايم هموار شده  و تـرا كـه روى قـطعه حصيرى نشسته بودى و نمازمى خواندى و برايم دعا مى كردى و اطراف ترا چند نفر گرفته و با دست و سر بسوى آسمان،  در حال تسبيح و ذكر خدا بودند مى توانم ببينم .
به هر حال،  من آن صحنه را در خواب ديدم و آن شخصيت نورانى را هم كه فهميدم جد ما رسول خـداسـت مـشـاهده كردم و به من هم فرمود: اى پسر پيرزن صالح ! ناراحت نباش، خداوند دعاى مادرت را در حق تو مستجاب گردانيده است .
هـمـينكه از خواب بيدار شدم، ماموران منصور دوانيقى به زندان آمدند، سراغ مرا گرفتند، همان شبانه مرا نزد او بردند.
او دستور داد غل و زنجير را از دست و گردنم باز كردند، مبلغ ده هزار دينار به من داد، مهربانى و شفقت كرد، ماموران او همان شبانه مرا به شترى سوار كردند و به مدينه رسانيدند.
فـاطـمـه، يعنى ام داوود مى گويد: آن گاه داوود را نزد امام صادق (عليه السلام ) بردم  و آن حضرت براى فرزندم توضيح داد: علت آزادى تو از زندان اين بود كه منصور دوانيقى، على (عليه السلام ) را در خواب ديده بـود و آن حـضرت فرموده بود: اگر فرزند مرا آزاد نكنى، ترا در آتش خواهم انداخت، منصور هم درحالى كه لهيب آتش را نزد خود مشاهده مى كرد، ناچار به آزادى تو اقدام كرد.
بعد از آزادى فرزند، ام داوود مى گويد: از امام صادق (عليه السلام ) سوال كردم : اى مولاى من ! آيا اين دعا را در غير ماه رجب هم مى توان خواند؟ آن حضرت فرمود: اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود اين دعا را مى توان خواند و هركس هم به اين دعا اقدام كند، پس از پايان , خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار مى دهد.

منبع :-بحارالأنوار، محمّد باقر المجلسي
- مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي، افتخاري، تهران
- المراقبات، الشيخ جواد الملكي التبريزي، چاپخانه حيدري، قم

نظرات كاربران:

شما هم نظر خود را مطرح كنيد:
نام (اختياري):

 
   

روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران